تاریخ: ۱:۴۸ :: ۱۳۹۱/۰۵/۰۶
چه کسی سوریه را از دست داد؟

دولت ایران وبه خصوص نیروی قدس باید برنامه های متنوع وکارامدی برای حفظ دولت سوریه داشته باشند،این طرح ها باید از دخالت محدود وچریکی حزب الله ودیگر دوستان ایران در مقابله با شورشیان سوریه و دول عربی شروع وبه دخالت گسترده نظامی ایران در سوریه ختم گردد.در راستای حفظ وضعیت سوریه ،در صورت نیاز حتی […]

دولت ایران وبه خصوص نیروی قدس باید برنامه های متنوع وکارامدی برای حفظ دولت سوریه داشته باشند،این طرح ها باید از دخالت محدود وچریکی حزب الله ودیگر دوستان ایران در مقابله با شورشیان سوریه و دول عربی شروع وبه دخالت گسترده نظامی ایران در سوریه ختم گردد.در راستای حفظ وضعیت سوریه ،در صورت نیاز حتی می توان به مذاکره با اسرائیل پرداخته وکشورهایی مانند ترکیه ،عربستان،قطر ومصر را در تهدید منافع وقدرت ایران،ناکام گذاشت.

 

حدود 33 سال پیش با  فرار محمدرضاشاه ، فروپاشی حکومت پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی مردمی ایران ، یکی از دو ستون  محکم  امنیت خلیج فارس و منافع  امریکا در منطقه خاورمیانه  فرو ریخته  و از بین رفت. انقلاب ایران در سال 57 موجب شد تا بسیاری از منافع امریکا در ایران و منطقه  فوق استراتژیک خلیج فارس از دست برود، به این ترتیب تمامی برنامه ریزی ها و نظرات دولتمردان امریکایی پیرامون جزیره ثباتی  که  در قلب دریای مواج حوادث و هرج وهرج ها  به عنوان متحد امریکا مطرح  بود به  یکباره از دست رفت .
در همین زمینه پروفسور زبیگنیو برژینسکی  مشاور امنیت ملی دولت جیمی کارتر (1981-1977)  در کتاب قدرت و اصول، خاطرات برزینسکی در فصل 10به عنوان سرنگونی شاه به بررسی علل وچگونگی فروپاشی نظام شاهنشاهی ایران می پردازد ودر این زمینه یک جمله پر معنا را نقل می کند با این معنی که ((چه کسی ایران را از دست داد؟)).

اکنون سوریه و مسایل آن برای ایران امروزی ،همان حکم ایران برای امریکا در 33سال قبل را دارد!

به دنبال امواج سهمگین خیزش مردمی در منطقه و به خصوص کشورهای عربی که به بهار عربی- اسلامی معروف شده است ، از اواخر اسفند  1389  در سوریه  نیز مردم در بعضی از شهرها به  تظاهرات  بر علیه دولت  بشار اسد پرداختند.این اعتراضات مردمی به سرعت تبدیل به درگیری های مسلحانه و نظامی شدید بین ارتش سوریه و گروه هایی  که  خود را انقلابی می نامیدند، گردید.
با توجه به آنچه در دیگر خیزش های مردمی منطقه مشاهده شده بود و نیز نوع حمایت کشورهای خارجی از گروه های مسلح  ضد حکومت سوریه، می توان حوادث  سوریه را متفاوت و خارج از انقلاب های عربی(اگر واقعاً بتوان انقلاب فرض کرد) دانست. در این کشورهای عربی معمولاً به مدت طولانی اعتراضات مردمی بدون هرگونه درگیری مسلحانه وحتی حمایت خارجی ،ادامه داشت واین درگیری ها بعد از چند ماه وارد فاز نظامی شدند.در تونس درگیری های مسلحانه چند ماه بعد از تظاهرات و اعتراضات مسالمت آمیز مردمی ،آغاز شد ودر کشور های یمن ومصر اعتراضات مسالمت آمیز هرگز به درگیری مسلحانه سراسری با ارتش منجر نشد،در بحرین وبعضی کشور های دیگر نیز به رغم ادامه اعتراضات ،مردم وگروه های معترض هرگز وارد فاز مبارزه نظامی نشده اند،در لیبی نیز بعد از یک ماه،درگیری خونین میان دولت وانقلابیون شروع شد.
اما در سوریه که درگیری های  مسلحانه آن شباهت بسیاری با لیبی دارد،از آغاز کشورهای عربی مانند عربستان،قطر وحتی اردن،کشورهای منطقه ای مانند ترکیه واسرائیل ونیز دول غربی مانند امریکا ،انگلیس ،فرانسه و… به اقدام برعلیه دولت سوریه مبادرت ورزیده وبا تمام توان مالی،اطلاعاتی و رسانه ای خود به گروه های مسلح ضد دولت سوریه ،کمک و یاری رسانده اند.
گروه های مسلح ضد دولت سوریه که از ابتدا در راستای اقدامات نظامی ومسلحانه حرکت کرده اند را نمی توان انقلابیون ویا معترضین سوری نامید ،زیرا که این گروه ها با اکثریت توان ونفرات غیر سوری وبا هدایت ،حمایت وپشتیبانی همه جانبه دولت های عربی وغربی به اقدامات تروریستی برعلیه مردم و دولت سوریه دست می زنند،اقدامات این گروه هادر واقع جنگ تروریستی برعلیه دولت سوریه می باشد.

   چرا سوریه؟

با توجه به سیاست بین الملل و راز های پشت پرده آن که به مرور زمان آشکار وهویدا می گردد ،مشخص شده است که اعتراضات اولیه واقدامات تروریستی کنونی گروه های مسلح برضد دولت سوریه ،برای یک هدف بزرگ ومهم تر از دموکراسی یعنی تضعیف ومحاصره ایران اسلامی ،برنامه ریزی شده است.
در راستای تضعیف موقعیت ایران ومحاصره آن،طراحان و نظریه پردازان غربی و به خصوص امریکایی و حتی اسرائیلی طی بررسی ها و مطالعات طولانی مدت خود به این نتیجه رسیده اند  تا از  راه  تضعیف و یا  نابودی دوستان و همراهان ایران در منطقه به اهداف خود دست یابند. برهمین اساس طی سال های اخیر با مطرح کردن مباحث تفرقه انگیز دینی و مذهبی، سیاسی،  جغرافیایی و… به زمینه سازی برای اجرای سناریوی تضعیف ایران پرداخته اند، مطرح شدن مباحثی مانند:
1- هلال شیعی متشکل از دولت های شیعی و علوی در عراق، سوریه، لبنان و حتی ترکیه
2-قدرت برتر ایران در منطقه و دستیابی ایران به سلاح اتمی(ایران هراسی)
3-نفوذ گسترده مذهب تشیع در کشورهای اسلامی سنی مذهب منطقه(شیعه هراسی)
4-تلاش ایران برای سرنگونی حکومت های عربی منطقه و ایجاد دولت های دست نشانده خود
5- جنگ مذهبی شیعه و سنی
و… که موجب ترس شدید کشورهای منطقه از ترکیه  تا عربستان و مصر از ایران شده است و این  کشور ها  با  تحریک  امریکا و اسرائیل در فکر محدود سازی قدرت ایران در منطقه و سپس تضعیف ایرا ن هستند و در این زمینه ابتدا به طرفداری و حمایت ظاهری از بعضی اقدامات گروه های مقاومت مانند حزب الله  و حماس پرداخته اما در عمل و پشت پرده به فکر نابودی این گروه ها بوده و برای فروپاشی مقاومت به همکاری با اسرائیل و تامین مالی و اطلاعاتی اسرائیل نیز پرداخته اند.
سوریه در صدر گروه های  حامی  مقاومت  و در واقع خاکریز اول مقاومت  و سیاست های عربی اسلامی ایران در منطقه  و جهان در مقابل اسرائیل وامریکا بوده و بنابراین تضعیف و فروپاشی آن برابر با  تضعیف شدید و ضربه ای مهلک به ایران  و سیاست های آن در منطقه محسوب می شود.
دوستان سوریه کجا هستند؟
منافع حیاتی ایران در سوریه بدون دولت اسد  در  سوریه، چگونه حفظ می شود؟
اقدامات ایران در حمایت از دولت اسد  در سوریه کدامند؟
دوستان سوریه مانند حزب الله لبنان، حماس فلسطین، ایران، روسیه ، چین و اغلب گروه های شیعی منطقه از ابتدا به ماهیت غربی واسرائیلی حوادث مسلحانه سوریه آگاه بوده  و به  حمایت از دولت سوریه پرداخته و دول عربی منطقه مانند عربستان و قطر و نیز ترکیه بلند پرواز را بازیگران غرب در حوادث سوریه می دانندو به شدت به انتقاد از این مهره های امریکا در منطقه می پردازند.
علیرغم تمامی اظهار نظرهای مسئولین بلند پایه ایران باید گفت که اگر دولتی غیر از دولت اسد در سوریه به حکومت برسدکه دست نشانده غرب باشد ،در آن صورت باید منتظر اقدامات شدید غرب وکشورهای دست نشانده آن در منطقه برعلیه منافع ایران وحتی احتمال حمله به ایران باشیم!!!
درصورت فروپاشی حکومت اسد در سوریه ،کشورهایی مانند ترکیه را دیگر نمی توان به چشم یک دوست یا همسایه نگاه کرد بلکه ماهیت دولت ترکیه خیلی زود آشکار شده وبه دشمن ایران تبدیل وچشم طمع به ایران وتمامیت آن خواهد دوخت،این امر در مورد حکومت های عربی نیز صدق می کند وهمه آنها به دنبال نابودی حکومت اسلامی ، شیعی و غیر عربی ایران هستند!!!
به رغم گذشت حدود 16 ماه از آغاز حوادث سوریه ، گویا  دولت ایران و نهادهای مربوطه  تاکنون نتوانسته اند  پیرامون کاهش  و یا رفع مشکلات دولت سوریه،  اقدامات لازم را تدوین  و اجرا نمایند. به   نظر می آید اگر از ابتدای خیزش های عربی در منطقه ، دولت ایران به فکر حفظ  دوستان و مهره های خود در منطقه بوده و برای حفاظت از منافع  حیاتی خود در سطح منطقه برنامه ریزی کرده بود ،اکنون وضعیت سوریه به این صورت نبود.
چرا وزارت امور خارجه ایران در قبال حوادث سوریه منفعل و ناکارامد بوده است؟
آیاسپاه پاسداران و نیروی قدس ، برنامه و اقداماتی برای حفظ  دولت اسد ومنافع حیاتی ایران در منطقه دارند؟
دستگاه های اطلاعاتی وامنیتی ایران در زمینه مهار تهدیدات برعیله منافع ایران در سوریه،چه کرده اند؟
سوالات فوق الذکر می تواند بخشی از نگرانی ها وتوانمندی های ما نسبت به اوضاع سوریه را نشان دهند.سوریه که در زمان جنگ 8ساله عراق (جهان) برعلیه ایران به کمک ایران پرداخته وهمواره حامی ایران بوده است ،طی 3دهه اخیر به خط مقدم وخاکریز اصلی در راستای کسب ،حفظ ونمایش قدرت ایران در منطقه وجهان تبدیل شده و بسیاری از سیاست های ایران از طریق سوریه ودولت متحد آن به اجرا درآمده است،علاوه براین سوریه به پایگاه اطلاعاتی ولجستیکی ایران در نمایش قدرت وتوان خود، تبدیل وبه نوعی حیات خلوت ایران محسوب می شد.
دولت ایران وبه خصوص دستگاه سیاست خارجی آن به واسطه درگیری در مباحث داخلی ایران و برنامه های کسب قدرت در دوره بعدی ،جریانات بعد از انتخابات 1388 ومباحث انحرافی دیگر ،در حوادث سوریه منفعل بوده وبیشتر به فکر نزاع های سیاسی داخلی دولت است که نتیجه این انفعال وزارت امور خارجه را می توان در اشغال بحرین از سوی عربستان وتحرکات ترکیه وقطر در سطح منطقه مشاهده کرد!
اکنون به نظر می آید دولت ایران وبه خصوص نیروی قدس باید برنامه های متنوع وکارامدی برای حفظ دولت سوریه داشته باشند،این طرح ها باید از دخالت محدود وچریکی حزب الله ودیگر دوستان ایران در مقابله با شورشیان سوریه و دول عربی شروع وبه دخالت گسترده نظامی ایران در سوریه ختم گردد.در راستای حفظ وضعیت سوریه ،در صورت نیاز حتی می توان به مذاکره با اسرائیل پرداخته وکشورهایی مانند ترکیه ،عربستان،قطر ومصر را در تهدید منافع وقدرت ایران،ناکام گذاشت.

مذاکره ایران با اسرائیل در مورد سوریه ودولت آن می تواند نوعی تقسیم ویا معاوضه منافع وخاکریزها باشد که ایران با حفظ منافع وخاکریزهای اصلی خود ،اسرائیل را رودرروی دولت های پریشان وهراسان ترکیه،عربستان،قطر واردن قرار داده وبازی برد -برد را برای 3کشور:ایران،اسرائیل وحتی سوریه به همراه داشته باشد.

پس دولتمردان ایران ضمن بررسی تمامی جوانب مسئله سوریه ،بایدآماده اجرای هرگونه اقدامی در جهت حفظ منافع ایران بوده واز گذشته وشکست های دیگران پند بگیرند.اگر دولتمردان ایران به فکر حفظ منافع حیاتی ایران به هرصورت ممکن واز هر طریق ممکن حتی جنگ در سوریه و یامذاکره با اسرائیل نباشند،باید در دفتر خاطرات خود به مانند پروفسور زبیگنیوبرژینسکی یادداشت کنند که:     چه کسی سوریه را از دست داد؟

پاسخی بگذارید