تاریخ: ۱۸:۴۸ :: ۱۳۹۱/۰۲/۳۰
چرا باید با امریکا مذاکره کنیم؟

در سال 1391 نیز اخباری پیرامون تلاش دکتر احمدی نژاد برای برکناری یا  استعفای دکتر سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی  و  رئیس هیئت مذاکره کننده  ایران ، موجب  بروز شایعاتی  پیرامون عدم همراهی دولت دهم  در  پیشبرد  مذاکرات  بر اساس مصالح مردم  و کشور گردید  مذاکرات استانبول 2 میان ایران  و 1+5 در ترکیه  […]

در سال 1391 نیز اخباری پیرامون تلاش دکتر احمدی نژاد برای برکناری یا  استعفای دکتر سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی  و  رئیس هیئت مذاکره کننده  ایران ، موجب  بروز شایعاتی  پیرامون عدم همراهی دولت دهم  در  پیشبرد  مذاکرات  بر اساس مصالح مردم  و کشور گردید 

مذاکرات استانبول 2 میان ایران  و 1+5 در ترکیه  در 26 فروردین 1391  در  دو  دور  برگذار شد  و بنابر اخبار منتشره  در رسانه های ایرانی ، این  مذاکرات  در  راستای  منافع  و علایق ایران  و در فضایی  مثبت  برگزار  و نتایج  حاصل  از آن  نیز برای ایران مثبت بوده است.
اما نکته جالب و مهم  این دوره  از مذاکرات ، مخالفت مذاکره کنندگان ایرانی  با دیدار و مذاکره 2 جانبه با نمایندگان ایالات متحده امریکا بوده  است . گفتگو و مذاکره دولتمردان ایرانی  با دولتمردان امریکایی در نزد دولتمردان ایرانی ، تبدیل به  تابو  و خط قرمزی شده است که مذاکره کننده ایرانی را در مظان اتهام خیانت به کشور و انقلاب قرار می دهد!
اما با وجود تمام اخباری که حاکی از عدم  قبول مذاکره 2 جانبه میان ایران و امریکا از سوی هیات ایرانی بود، بنابر خبری موثق که از یکی اساتید برجسته علوم سیاسی دانشگاه تهران شنیده ام ، در روز دوم  مذاکرات استانبول ، هیات های ایرانی و امریکایی به صورت 2 جانبه به گفتگو پرداخته اند و شاید خوشبینی های حاصل از این دوراز مذاکرات ناشی از همین گفتگوی 2 جانبه ایران  و امریکا بوده است.
با وجود آنچه  قطع رابطه ایران و امریکا نامیده می شود، اما روابط  اقتصادی مانند خرید ، فروش و مبادلات  تجاری میان 2 کشور همچنان ادامه دارد و در بعد فرهنگی و اجتماعی نیز روابط و مبادلات بسیاری برقرار است. البته هر دو کشور و به  خصوص ایران سعی در کتمان و مخفی نگهداشتن اینگونه روابط دارند.
تاکید مسئولین ایرانی در عدم مذاکره 2 جانبه با امریکا که بارها تکرار واکنون در ظاهر به اصلی نانوشته از اصول سیاست خارجی ایران تبدیل شده است، موجب ایجاد سوالات بسیاری می شود که دلیل عدم قبول مذاکرات 2 جانبه از سوی ایران:
1ضعف مذاکره کنندگان(دیپلمات های)ایرانی است.
2-برتری و قوت توان مذاکره کنندگان امریکایی است.
3-عدم وجود راهبرد مناسب در تعامل با امریکا.
4-تأثیرگذاری منفی بر دوستان وهمراهان انقلاب که بعضا وجود آنان در مقابله وعدم سازش با امریکا ،نهفته است.
5-عدم اجماع وهمدلی میان نخبگان وسیاسیون ایرانی در مذاکره با امریکا
و…
اگر به زندگی واخلاقیات ایرانیان توجه شود ،مذاکرات طولانی وچانه زنی از برنامه های روزمره ما ایرانیان محسوب می گردد ودر انواع مذاکره وچانه زنی از مهارت ،توان ،صبر وحوصله طولانی برخوردارهستیم و از چانه زنی طولانی خسته نمی شویم،بنابراین دستگاه سیاست خارجی کشور می تواند با بهره گیری از دیپلمات ها و اندیشمندان روابط بین الملل در روند مذاکرات با غرب وبه خصوص مذاکره 2جانبه با امریکا به خوبی از منافع مردم وکشور دفاع نماید.از سوی دیگر نمی توان توانایی وقدرت دستگاه دیپلماسی امریکا را در مذاکره ،نادیده گرفت وبدون پشتوانه علمی وفنی وارد مذاکره با امریکا شد.
طی سال های اخیر بسیاری از دیپلمات ها و مذاکره کنندگان ایرانی ،در داخل کشور با اتهامات وبرچسپ هایی مانند جاسوسی و وابستگی به امریکا وغرب روبرو شده و به نوعی اپوزیسیون در مقابل دستگاه دیپلماسی ایران تبدیل شده اند.
عدم اجماع نخبگان و گروه های سیاسی ایران نیز در عدم پیشرفت مذاکرات ،نقش پررنگی داشته است.در دوره های گذشته ،تندروی های بعضی جریانات حاکم ،موجب رکود و رخوت مذاکرات گردید.در سال 1391 نیز اخباری پیرامون تلاش دکتر احمدی نژاد برای برکناری یا استعفای دکتر سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی و رئیس هیئت مذاکره کننده ایران ،موجب بروز شایعاتی پیرامون عدم همراهی دولت دهم در پیشبرد مذاکرات بر اساس مصالح مردم وکشور گردید.اما رهبر معظم انقلاب تا کنون با اشراف کامل بر جریانات داخلی و رویدادهای بین المللی ،جلوی هرگونه افراطی گری در این مذاکرات را سد نموداند واز اقدامات عجولانه دولت وبه خصوص رئیس جمهور محترم در زمینه مذاکرات هسته ای ،ممانعت به عمل آورده اند.
البته نباید چند دور مذاکره ایران با امریکا را با موضوعات افغانستان وعراق فراموش کرد،این مذاکرات در کسب وتثبیت اقتدار ایران در منطقه بسیار مفید وکارامد بوده و از سوی دیگر موجبات ایجاد نوعی ترس و وحشت در میان حکومت های وابسته منطقه چون عربستان،قطر و… را فراهم کرده است.
چرا ایران حاضر به مذاکره وگفتگوی مستقیم با امریکا نیست؟
چرا از واسطه های غیر قابل اطمینان در روابط خارجی خود استفاده می کنیم؟
طی سال های اخیر رهبران ومسئولان کشورهایی مانند :ترکیه،روسیه،قطر ،عمان ،چین و… در سفرهای خود به ایران با عنواین مختلف به تحویل پیام های امریکا به ایران اقدام کرده اند.این کشورها که هرکدام در چارچوب منافع ملی خود قدم برمی دارند،هرگز نمی توانند در راستای منافع ایران اقدام نمایند ودر واقع دوستانی غیر قابل اعتمادبرای ایران هستند.
به قول استاد بزرگوار دکتر ابراهیم متقی، ایران شریک هر برنده ای در خاورمیانه می باشد.این نظریه دکتر متقی بر لزوم وجود مذاکره و چانه زنی ایران با قدرت های بزرگ حاضر در منطقه(امریکا،چین،روسیه وناتو) وتوان انطباق منافع ملی ایران با تحولات منطقه ای استوار است.بنابراین بسیاری از کشورهای منطقه به خصوص عربستان ،قطر،امارات متحده عربی،وحتی ترکیه و روسیه نیز خواهان ادامه سردی روابط و در واقع ادامه جنگ سرد میان ایران و امریکا هستند تا از این طریق بتوانند بر علیه ایران موضع گرفته واز پشتیبانی های مالی وسیاسی امریکا وغرب در صحنه مبادلات منطقه برخوردار باشند.
بنابراین به نظر می آید مذاکره مستقیم وبدون واسطه ایران با امریکا،بسیار کاراتر و مفیدتر از مذاکرات چند جانبه دیگر می باشد واین مذاکره دوجانبه می تواند منافع ایران را تامین نماید.
به هرحال با توجه به درپیش بودن مذاکرات ایران وگروه 5+1 در 3خرداد ماه در بغداد ،امید است هیات مذاکره کننده ایرانی ،تحت راهنمایی وهدایت حکیمانه مقام معظم رهبری،بتواند درچارچوب منافع کشورمان به موفقیت های بهتری دست یافته وحتی در صورت نیاز با مذاکره مستقیم با هیات امریکایی ،مسیر روشنی را برای پایان مناقشات میان ایران وغرب فراهم آورده و روابط ایران وغرب را به حالت دوستانه گذشته برگردانده و فضای تهدید وتحریم برعلیه ایران راتغییر داده ویا حداقل موجب کاهش تهدیدات وتحریم ها گردند.

پاسخی بگذارید

نظرات کاربران (0)

  1. علی علیپور

    متشکرم از مطالب مفید وآموزنده