۱۳:۱۲:۵۷ - جمعه ۳۱ خرداد ۱۳۹۸
شعر گرگ با صدای فریدون مشیری
«کوچه» معروف ترین شعر فریدون مشیری است که در اردیبهشت ماه ۱۳۳۹ در مجله روشنفکر منتشر شد 기다림 다운로드. این شعر یکی از زیباترین و عاشقانه ترین شعرهای نو زبان فارسی به شمار می رود. لازم به ذکر است که فریدون مشیری مجموعه اشعارش را به صورت دکلمه نیز اجرا کرده است 페이스북 정보 다운로드. […]

«کوچه» معروف ترین شعر فریدون مشیری است که در اردیبهشت ماه ۱۳۳۹ در مجله روشنفکر منتشر شد 기다림 다운로드. این شعر یکی از زیباترین و عاشقانه ترین شعرهای نو زبان فارسی به شمار می رود. لازم به ذکر است که فریدون مشیری مجموعه اشعارش را به صورت دکلمه نیز اجرا کرده است 페이스북 정보 다운로드.




اقلیم زاگرس فریدون مشیری در تاریخ سی ام شهریور ماه ۱۳۰۵ در شهر تهران و خیابان ایران متولد شد wham. از آن جایی که جد پدری فریدون، به خاطر یک ماموریت اداری به شهر همدان مهاجرت کرده بود، پدرش ابراهیم مشیری افشار در سال ۱۲۷۵ هجری شمسی در شهر همدان به دنیا آمد اما در دوران جوانی اش به تهران آمد و در سال ۱۲۹۸ بود که در وزارت پست مشغول به کار شد Download the Android font. مادرش نیز اعظم السلطنه نام داشت ولی به او لقب خورشید را داده بودند. مادر فریدون بسیار به شعر و ادبیات علاقه داشته و حتی گاهی شعر می سروده است 맥용 크롬 다운로드.

«کوچه» معروف ترین شعر فریدون مشیری است که در اردیبهشت ماه ۱۳۳۹ در مجله روشنفکر منتشر شد Knights Dragon War Ryu Souser. این شعر یکی از زیباترین و عاشقانه ترین شعرهای نو زبان فارسی به شمار می رود. لازم به ذکر است که فریدون مشیری مجموعه اشعارش را به صورت دکلمه نیز اجرا کرده است 중국어 mp3 다운로드.

فریدون مشیری سال ها بود که گرفتار بیماری شده بود و از آن رنج می برد 김기사 앱 다운로드. وی سرانجام در سن هفتاد و چهار سالگی در بامداد روز جمعه سوم آبان ماه ۱۳۷۹ در تهران دار فانی را وداع گفت 디아블로 헬파이어 다운로드. مزار ایشان در بهشت زهرا، قطعه ی ۸۸ هنرمندان، ردیف ۱۶۴ و شماره ۱۰ قرار دارد.

 

شعر گرگ از کتاب دیار آشتی نوشته فریدون مشیری 

گفت دانایى که گرگى خیره‌سر
هست پنهان در نهاد هر بشر

لاجرم جارى است پیکارى سترگ
روز و شب مابین این انسان و گرگ

زور بازو چاره این گرگ نیست
صاحب اندیشه داند چاره چیست

اى بسا انسان رنجور پریش
سخت پیچیده گلوى گرگ خویش

اى بسا زور آفرین مردِ دلیر
مانده در چنگال گرگ خود اسیر

هرکه گرگش را دراندازد به خاک
رفته رفته مى‌شود انسان پاک

هر که با گرگش مدارا مى‌کند
خلق و خوى گرگ پیدا مى‌کند

هر که از گرگش خورد دائم شکست
گر چه انسان مى‌نماید، گرگ هست

در جوانى جان گرگت را بگیر
واى اگر این گرگ گردد با تو پیر

روز پیرى گر که باشى همچو شیر
ناتوانى در مصاف گرگ پیر

اینکه مردم یکدگر را مى‌درند
گرگ‌هاشان رهنما و رهبرند

اینکه انسان هست این سان دردمند
گرگها فرمان روایى مى‌کنند

این ستمکاران که با هم همرهند
گرگهاشان آشنایان همند

گرگها همراه و انسانها غریب
با که باید گفت این حال عجیب

منبع:
تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب