تاریخ: ۲:۰۱ :: ۱۳۹۱/۰۳/۲۳
زیستواره مشترک دکتر مصدق ودکتر احمدی نژاد!

دکتر احمدی نژاد نیز طی دوران ریاست جمهوری خود وبه خصوص در دولت دهم ،به شدت دچار همان توهم وشیدایی 60سال قبلِ دکتر مصدق شده است.دکتر احمدی نژاد در این مدت ضمن ارایه نظریه خود به عنوان مدیریت جهانی، در عرصه داخلی وخارجی دچار نوعی قدرت طلبی شدید وفراموشی مردم شده اند. دکتر محمد مصدق در […]

دکتر احمدی نژاد نیز طی دوران ریاست جمهوری خود وبه خصوص در دولت دهم ،به شدت دچار همان توهم وشیدایی 60سال قبلِ دکتر مصدق شده است.دکتر احمدی نژاد در این مدت ضمن ارایه نظریه خود به عنوان مدیریت جهانی، در عرصه داخلی وخارجی دچار نوعی قدرت طلبی شدید وفراموشی مردم شده اند.

دکتر محمد مصدق در تاریخ معاصر ایران ،نقش پررنگ وبرجسته ای دارند ،ایشان از 7 اردیبهشت1330 به نخست وزیری ایران در حکومت محمدرضا شاه انتخاب شده و تاعصر کودتای 28 مرداد 1332 در این مقام بودند هرچند در 1دوره کوتاه مدت 5روزه، احمد قوام در تیرماه 1331 به جای ایشان به نخست وزیری دست یافتند.از سوی دیگر دکتر محمود احمدی نژاد از12مرداد 1384 به ریاست جمهوری ایران انتخاب شده واحتمالا تا 12مرداد 1392 رئیس جمهور ایران خواهند بود.

استاد بزرگوار واندیشمند،پروفسور سید حسین سیف زاده در تعریف وتفسیر نظریه خود یعنی زیستواره ،از 7زیستواره در زیستوم ایران سخن گفته اند که در مرحله پنجم این خط سیر زیستواره ای ،زیستواره اشراقواره قرار دارد.
زیستواره اشراقواره ،مبین نوعی زندگی،رفتار و گفتار دوگانه می باشد ،رفتاری اندرونی وبیرونی.در این زیستواره امور براساس حب وبغض پی ریزی وانجام می شوند، تهیج وهیجانگرایی به وسیله ای برای پیشبرد تصمیمات پشت پرده تبدیل می گردد و رهبران یا نخبگان حاکم با نشان دادن حالات بیرونی خود که حاکی از مردم داری،خدمت و … می باشد به تسلط بر توده ها پرداخته در حالی که هدف این نخبگان حاکم همان کسب وحفظ قدرت می باشد.
با توجه به تعریف پروفسور سیف زاده ،می توان زیستواره دکتر مصدق ودکتر احمدی نژاد را زیستواره اشراقواره نامید.این اشراقواره بودن را در رفتار و گفتار این رهبران سیاسی ایران در 2دوره زمانی مختلف با فاصله زمانی حدوداً60ساله ،می توان مشاهده کرد.علاوه بر تشابه پیرامون زمان پایان دوره ریاست این دو شخصیت که در مرداد ماه و به فاصله 60سال از هم می باشد ،در دوره حدودًا27 ماهه دولت دکتر مصدق با دوره حدوداً 7 ساله دکتر احمدی نژاد ،مشابهت های بسیاری وجود دارد که در این مقال کوتاه به چند مورد آن اشاره می شود.
1-تشکیل دولت های پاپیولیستی
هم دکتر مصدق وهم دکتر احمدی نژاد ،با شعارهایی در مورد : برگرداندن حاکمیت به مردم ،برابری ،مساوات وادعای نوکری وخدمتگزاری برای عامه مردم توانستند به کسب جایگاه در افکار مردم بپردازند.بیشترین طرفداری وپشتیبانی از این هر2رئیس دولت ایرانی نیز از سوی همین توده های مردم بوده است.
2-عدم توانایی در راضی نگه داشتن مردم
دکتر مصدق به علت وجود مشکلات متعدد ناشی از تحریم نفت ایران،به خصوص بعد از30تیر1331 ونیز تقابل با رهبران مذهبی مردم، دیگر نتوانست مردم را مانند گذشته از برنامه های خود راضی نگه دارد .دکتر احمدی نژاد نیز بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 ،مشکلات پیش آمده در مورد انتخاب اعضای دولت وبه خصوص خانه نشینی 11روزه اردیبهشت 90 وسپس گسترش گرانی،بیکاری وتورم در سراسر کشور،طیف گسترده ای از مردم طرفدار خود را از دست داده است.
3-تکبر ومغرور شدن به موج های حمایتی مردم
هر2رئیس دولت ایرانی فوق الذکر،در زمان ریاست خود تبدیل به چهره هایی مطرح و جنجالی در ایران ونیز در سطح بین المللی شدند.دکتر مصدق از سوی مجله تایم(1952) به عنوان مرد سال انتخاب شدودکتر احمدی نژاد نیز طی چند سال اخیر با ارایه نظرات جنجالی ،همیشه در صدر مردان سال مجلات خارجی وبه خصوص تایم ،قرار داشته است.
این مردان سال جهان از نگاه مجلات خارجی ،بعد از مدتی دچار فراموشی شده وحمایت های مردمی از خود را همیشگی ومستمر دانسته اند،در حالی که حمایت های مردم خاصیت موج دارد وبا توجه به افکار واعمال روسای دولت ،شکل،توان وهدف موج های مردمی نیز تغییر می کند ومردم راضی وپشتیبان به مرور زمان تبدیل به معترض وسپس ناراضی ومخالف می شوند.
4-توسل به شوروی در مقابل انگلیس وغرب
دکتر مصدق در جریان ملی سازی صنعت نفت وتحریم نفتی ایران ،در مقابله با اقدامات انگلیس ،امریکا و… به درخواست کمک از شوروی پرداخت، اما شوروی(حکومت استالین) هرگز به ایران کمکی نکرده واز آزادسازی طلاهای ایرانی نیز خودداری کرد.
در چند سال اخیر نیز دولت دکتر احمدی نژاد به رغم برقراری روابط ظاهرا نزدیک ودوستانه با روسیه ،هرگز نتوانسته است از این رابطه در راه تأمین وتثبیت منافع ملی ایران استفاده نماید که نمونه های بارز آن تاخیر در تکمیل نیروگاه بوشهر وعدم تحویل سامانه موشکی اس 400 بوده است.
روسیه در هر 2 دوره ذکر شده در فکر استفاده از کارت ایران در بازی ورقابت با امریکا وغرب بوده است وبا کارت ایران بهترین بردها را به دست آورده است.
5-همراهی وتقابل با روحانیت یا مذهب
با توجه به زیستواره خاص ایرانیان که یک رکن آن مبتنی بر رهیافت های مذهبی سنتی می باشد ،روحانیون وعلمای دینی در نزد مردم از جایگاه بالایی برخوردارند.این جایگاه در طی چند قرن اخیر در ظهور وسقوط دولت ها وحتی حکومت های ایرانی نقش بسزایی داشته است.در ظهور وتثبیت دولت دکتر مصدق ،روحانیون وحمایت آن از دکتر مصدق به خصوص حمایت وهمراهی آیت الله ابوالقاسم کاشانی ،نقش گسترده ای ایفا نموده است .بعد از شکست کودتای تیرماه 1331 وبازگشت باشکوهِ دکتر مصدق به نخست وزیری،به علت بروز اختلافات میان روحانیت و نخست وزیر،عدم حمایت وهمراهی روحانیت وبه خصوص شخص آیت الله کاشانی با دکتر مصدق، موجب طرح ریزی و پیروزی قاطعِ کودتای 28مرداد1332 گردید.
دکتر احمدی نژاد نیز در انتخابات سال 1384 و 1388 با حمایت گسترده بخشی از نیروهای مذهبی و روحانیون توانست به ریاست جمهوری ایران دست یابد ،امادکتر احمدی نژاد به مرور زمان وبه خصوص در دوره دوم ریاست جمهوری خود،تاحدودی در مقابل روحانیت ونیروهای مذهبی کشور موضع گرفته و اکثریت روحانیون ومذهبیون ایرانی نیز از درِِ ِمخالفت با ایشان درآمده اند.
6- تلاش برای قبضه قدرت وبه خصوص وزارتخانه های تاثیرگذار
دکتر مصدق در تیرماه 1331 وبعد از تشکیل مجلس هفدهم تلاش داشت تا با راضی ساختن محمدرضا شاه پهلوی ،وزارت جنگ را خودش(مصدق) برعهده بگیرد که این درخواست با مخالفت شاه مواجه شده واستعفای دکتر مصدق را در 25تیرماه 1331 درپی داشت .
دکتر احمدی نژاد نیز در فروردین وبه خصوص اردیبهشت 1390 تلاش گسترده ای برای به دست گرفتن وزارتخانه اطلاعات صورت داد وحتی شایعه اینکه خودش ریاست وزارت را به دست بگیرد نیز مطرح شد که البته با دخالت مستقیم رهبرانقلاب،تسلط احمدی نژاد بر وزارت اطلاعات غیرممکن گردید.
دکتر مصدق ودکتر احمدی نژاد هر 2 برای گسترش قدرت خود وتقابل با دیگر جریانات دخیل در حاکمیت به فکر کنترل وتسلط بر وزارتخانه های مذکور بودند.
7- تبلیغات گسترده پیرامون ملی گرایی
دکتر مصدق ودکتر احمدی نژاد برای گسترش محبوبیت خود به مرور زمان توجه بسیاری به ملیت وملی گرایی رمانتیک مبذول داشته و فراموش کردندکه هویت ایرانی دارای 2محور ملیت(ایرانی) ومذهب می باشد و از همراهی وپیوستگی این 2مولفه می باشد که هویت ایرانی شکل گرفته است ومردم ایران برای پیشرفت خود از این 2مولفه به مثابه 2بال برای پرواز استفاده می کنند.
و…
شباهت های بیشماری را می توان در مورد زیستواره مشترک دکتر مصدق ودکتر احمدی نژاد برشمارد. این 2رئیس دولت در 2برهه مهم از تاریخ ایران، با ارایه مدل پاپیولیستی یا همان توده وار ،به ریاست دولت ایران دست یافته و سپس به جای رعایت اصل خدمتگزاری به مردم و ارایه یک دولت با حکمروایی خوب ،به قدرت واقتدار بیشتر دل بسته و مردم را فراموش کرده وضمن ناامید ساختن مردم ،مشکلات ومعضلات بیشماری برای آنان ایجاد کردند.
دکتر مصدق که برای بعضی از نیروهای ملی گرا و رویاءپرداز ایران ،تبدیل به تابو یا منجی شده است ،در واقع یکی از بزرگترین اشتباهات تاریخی ایران طی 1قرن اخیر را مرتکب شده اند. دکتر مصدق در پی بروز مناقشه ملی شدن نفت میان ایران وانگلیس که منجر به برقراری تحریم های اقتصادی وبه خصوص تحریم خریدوفروش نفت برعلیه ایران شد،می توانست ضمن قبول بهترین پیشنهاد ارایه شده از سوی میانجی های مناقشه،ایران و مردم کشور را از بند مشکلات وسختی های تحریم رها ساخته وملی کردن صنعت نفت را به معنای واقعی دنبال نموده وتاریخ ایران معاصر را متحول نماید.
اما دکتر مصدق هرگز نتوانست بر ترس و دلهره خود که ناشی از عدم صداقت وی با مردم بود غلبه کرده و کمی از رویاءپردازی خود عقب نشینی نماید وبه پیشنهاد بانک جهانی که در دی ماه 1330 ارایه شده بود پاسخ مثبت داده و صحنه را برای پیروزی نهایی ایرانیان در مقابل غرب فراهم نماید.در مناقشه ملی شدن نفت ایران ،حداقل 5پیشنهادِ مشخص به ایران یا دولت دکتر مصدق ارایه شد که به شرح زیر هستند:
1-پیشنهاد جاکسن                                                      خرداد 1330
2- پیشنهاد استوکس                                                  امرداد 1330
3- پیشنهاد بانک جهانی                                               دی      1330
4-پیشنهاد اول انگلیس وامریکا                                    امرداد 1331
5- پیشنهاد دوم انگلیس وامریکا(هندرسن)                  اسفند 1331
دکتر محمدعلی همایون کاتوزیان که خود یکی از هواداران سرسخت دکتر مصدق هستند به این نکته اساسی در مسیر ملی کردن نفت ایران اشاره کرده ومی گویند:((مصدق با رد این پیشنهاد    [ پیشنهاد بانک جهانی] ،بزرگترین خطای دوران زمامداریش را مرتکب شد.))
به نظر می آید دکتر مصدق که به شدت ادعای مردم داری و نوکری مردم را داشتند ،هرگز نتوانسته بود با مردم ایران براساس واقعیت های داخلی کشور ونیز تحولات و واقعیات نظام بین الملل که به شدت برعلیه ایران در جریان بود سخن بگوید وضمن فاصله گرفتن از رویاءپردازی وشیدایی در سیاست داخلی وخارجی ایران، یکی از پیشنهادات مطرح شده را قبول و در قالب این پیشنهاد به احقاق حقوق ملت ایران همت گمارد. دکتر مصدق چنان دچار توهم شده و به خود مغرور شده بود که علاوه بر اقدامات عجیب داخلی نظیر :درخواست وزارت جنگ،تقابل با روحانیت ، نیمه کاره گذاشتن انتخابات مجلس هفدهم که با 80نماینده تشکیل شد و… ،خیال می کرد کشورهای غربی با توجه به نیاز به نفت ایران ،سرانجام تسلیم درخواست های ایران می شوند وبه معذرت خواهی از ایران ودکتر مصدق خواهند پرداخت!
دکتر احمدی نژاد نیز طی دوران ریاست جمهوری خود وبه خصوص در دولت دهم ،به شدت دچار همان توهم وشیدایی 60سال قبلِ دکتر مصدق شده است.دکتر احمدی نژاد در این مدت ضمن ارایه نظریه خود به عنوان مدیریت جهانی، در عرصه داخلی وخارجی دچار نوعی قدرت طلبی شدید وفراموشی مردم شده اند،ایشان در حالی که قادر به حل مشکلات عدیده اقتصادی،اجتماعی و فرهنگیِ داخلی ایران نیستند و اعضای کابینه ایشان نیز در پرونده های فساد مالی واقتصادی درگیرند،ادعای مدیریت جهانی دارند . دکتر احمدی نژاد در صحنه داخلی ایران به دنبال قبضه قدرت یا به قول استاد گرانقدر، دکتر ابراهیم متقی به دنبال سانترالیزه کردن قدرت در دستان خود بوده اند ، وی در این راه به تقابل با حامیان سابق خویش وحتی رهبری معظم انقلاب نیز پرداخته اند!!
دکتر احمدی نژاد در صحنه بین المللی نیز ضمن هماوردطلبی،سخنان وطرح های غیرقابلِ اجرا و مناقشه برانگیزی را بیان نموده و جایگاه دیپلماسی ایران در سطح جهان ومنطقه را دچار منازعات بیشماری کرده اند.عدم هوشیاری وتفکر در دولت دهم ،موجب شده است تا منافع ایران در سطح منطقه وجهان به شدت توسط رقیبانی مانند:ترکیه،عربستان،قطر و… مورد تهدید قرار بگیرد.
هرچند به یمن وجود رهبر معظم انقلاب واشراف وتعمق ایشان در مسایل ریز وکلان ایران و نیز مسایل بین المللی که ناشی از رویکرد عملگرایی ایشان می باشد، دولت دکتر احمدی نژاد ،نتوانست همانند دولت دکتر مصدق، ایران را به لبه پرتگاه کودتا و جنگ بکشاند،امااقدامات افراطی وبعضا بدون پشتوانه علمی ِ دولت دکتر احمدی نژاد،باردیگر یادآور لجاجت،رویاءگرایی وشیدایی دولت دکتر مصدق وزنگ خطری برای ما مردم ایران است که به رویاء وارگان واشراق وارگان دل نبسته وآنها رادر مصدر امور ایران قرار ندهیم.

پاسخی بگذارید

نظرات کاربران (0)

  1. حسین سیف زاده

    اصلاح برداشتی متفاوت ازنظر سیف زاده
    با سلام و احترام به جنابعالی و پاسداری از حرمت کلامتان، اینجانب مرحوم مصدق را آرمانگرا می دانم و نه شیدائی. آن بزرگوار را نماد شرافتمندی افتخار آمیز ایرانی می دانم، که در قالب فلسفی (استقلال و آزادی) و حقوقی (ملی شدن نفت) بروز کرد. جایگزینی نگاه آرمانی فلسفی به جای علمی و حقوقی به جای عملگرا مانع موفقیت او شد. گرچه مرحوم مصدق بغض غرب و شرق را علیه خود بر انگیخت، امادر ضمن، او مورد احترام حتی دشمنانش بود. هدف او از نمایشهای عملی (چون غش کردن) اقدامی فداکارانه و متواضعانه برای تامین منافع ملی بود. تقاضا دارد در ارائه نظردیگرا ن دقت بیشتری شود، تا تصویری خلاف از روایت آنان داده نشود.