تاریخ: ۱۵:۱۶ :: ۱۳۹۱/۰۱/۱۷
رونق تولید ملی با کدام مدیریت وتکنولوژی؟

  اقتصاد بیمار وناتوان ایران به جای حمایت از تولید ملی به محلی جهت مناقشات ، تسویه حساب های سیاسی و پرورش وظهور مردان هزار چهره ای مانند خانواده امیر خسروی (امیر منصور آیا)،محمود خاوری و… تبدیل شده و تولید ملی در دایره این اقتصاد بیمار جای ندارد. رهبر معظم انقلاب در پیام نوروزی خویش […]

 

اقتصاد بیمار وناتوان ایران به جای حمایت از تولید ملی به محلی جهت مناقشات ، تسویه حساب های سیاسی و پرورش وظهور مردان هزار چهره ای مانند خانواده امیر خسروی (امیر منصور آیا)،محمود خاوری و… تبدیل شده و تولید ملی در دایره این اقتصاد بیمار جای ندارد.

رهبر معظم انقلاب در پیام نوروزی خویش در آغاز سال 1391 ،بنا بر روال 22سال گذشته اقدام به نامگذاری امسال نموده و1391 را سال توليد ملى، حمايت از كار و سرمايه‏ ايرانى اعلام نمودند.حضرت آیت الله خامنه ای از سال 1388 در نامگذاری سال جدید به مباحث اقتصادی ایران و ایرانیان توجه خاصی مبذول داشته اند و این سال ها به ترتیب به نام های زیر بوده اند:

1388-حركت به سمت اصلاح الگوی مصرف

1389-همت مضاعف، کار مضاعف

1390-جهاد اقتصادی
طی چند سال اخیر ،رهبر معظم انقلاب به درستی وبا اشراف کامل بر مسایل ،با ذکر نقاط ضعف وقوت کشور ،اقتصاد را یکی از مباحث حساس وسرنوشت ساز ایران معرفی کرده و مکررا با رهنمود های خود، مسئولین ومردم را به اهمیت اقتصاد و کار اقتصادی متوجه ساخته اند،ایشان حتی از توصیه عادی فراتر رفته وبه هشدار به مسئولین پرداخته وفرموده اند:(به اين نتيجه ميرسيم كه عرصه‏ چالش مهم در همين سال جارى – كه اين سال، امروز و از اين ساعت شروع ميشود – عرصه ‏اقتصادى است).
استفاده رهبری از واژه چالش ،مصداق بارز هشدار و زنگ خطر برای مسئولین ومدیران ارشد کشور می باشد ،زیرا اگر نتوانیم به چالش یا چالش ها پاسخ مناسب وبه موقعی دهیم این چالش ها تبدیل به بحران خواهد شد وبحران موجب دگر گونی وتغییرات غیر قابل پیش بینی ، اساسی ومعمولا جبران ناپذیر در کشور می گردد،بنابراین استفاده صریح رهبری از واژه چالش ،هشداری است به دولت ودیگر مسئولین تا به فکر حل مشکلات اقتصادی کشور ومردم بوده وایران را از بحران های احتمالی پیش رو ،دور سازند.
به رغم تلاش های دولت در سال 1390برای عینیت بخشیدن به جهاد اقتصادی ، کشور در سال 90 و ابتدای امسال با 2نمونه بارز عدم مجاهدت اقتصادی دولت ،مواجه بوده است که این نمونه های بارز را در عدم تهیه وتحویل به موقع لایحه بودجه سال های 1390 و1391 مشاهده کرده ایم!
برای سال 1391 که هنوز هم لایحه بودجه آن بررسی وتصویب نشده است، صحبت از رونق تولید ملی وحمايت از كار و سرمايه‏ ايرانى ،بسیار سخت است. برای ایجاد رونق در تولید ملی و تشویق مردم به خرید کالاهای ایرانی،علاوه بر تبلیغات گسترده، حداقل به 2مولفه اساسی نیاز می باشد:
1- مدیریت کارامد
2-تکنولوژی برتر
با توجه به روند کاری دولت های نهم ودهم که با مسایل ومشکلات مختلف در بدنه مدیریتی خود روبرو بوده و می باشد ،برای رونق وشکوفایی تولید ملی با ضعف ویا نبود مدیریت کارآمد ومتخصص در این زمینه مواجه هستیم، ضعف مدیریتی و ناکارآمدی مدیران ،در واقع یکی از علل اصلی عدم تحقق جهاد اقتصادی نیز بوده است.
با توجه به صحنه سیاسی ایران که به میدان رقابت وحتی جنگ قدرت تبدیل شده است،بسیاری از نخبگان ،مدیران ومتخصصین کارآمد و ماهر کشور به انزوا رفته و یا به دنبال برآورده ساختن منافع شخصی وگروهی خود هستند. دولت ایران به رغم داشتن منابع درآمدی گسترده نفت و تهیه وتدوین برنامه های 5ساله توسعه ونیز سندچشم انداز 20ساله،اما در صحنه اقتصاد ومدیریت کلان آن ،دچار ضعف و ناتوانی شده است، ضعفی که ایران را به شدت از اهداف چشم انداز 20ساله دور ساخته و جایگاه کشور در منطقه را نیز دچار تزلزل کرده است.
رابرت مک نامارا وزیر دفاع امریکا در اوایل دهه 60میلادی می گوید:((فاصله تکنولوژی به اندازه فاصله مدیریت نیست))،این گفته مک نامارا را می توان دلیلی بر وجود مدیریت قوی وکارآمد در امریکا دانست زیرا وی معتقد بودفاصله تکنولوژیکی امریکا واروپا از یکدیگر زیاد نیست اما در مدیریت ،امریکا با فاصله ای زیاد از اروپا جلوتر است.
ایران امروز ما نیز به رغم پیشرفت در علوم و تکنولوژی که حتی مقام معظم رهبری در مورد این پیشرفت ها فرموده اند:((من به خاطر كلیدی بودن مساله پیشرفته علم و فناوری ، نسبت به این مساله حساسم ، از راه های مختلف و كانالهای مختلف، گزارش های متفاوتی را تقریبا به طور مستمر دریافت می كنم و می توانم به شما قاطعانه عرض كنم، سطح پیشرفت های كشور بسیار بیشتر از آن چیزی است كه تاكنون به اطلاع مردم رسیده است))،اما در زمینه بهره برداری ومدیریت بهینه از این پیشرفتهای علمی وتکنولوژیکی ،دچار ضعف ومشکل می باشد و مدیران اقتصادی وصنعتی وبازرگانی ایران ،قادر به شکوفا سازی استعدادهای نخبگان اقتصادی ،کارآفرین وتولیدی کشور نیستند.
به رغم اجرا وپایان مرحله اول قانون هدفمندسازی یارانه ، گویا دولت نتوانسته است تاکنون تسهیلات پیش بینی شده را به طور کامل به بخش تولید پرداخت نماید واز سوی دیگر بسیاری کارخانجات وبخش های تولیدی از مصرف بالای انرژی در فرآیند تولید محصولات خود رنج می برند!
این مشکلات بخش تولید، عدم توان یا اراده دولت در اصلاح الگوی مصرف انرژی در بخش تولید ونیز عدم توان دولت در تخصیص کامل وبه موقع اعتبارات بودجه ای کشور را نشان می دهد.
از سوی دیگر ودر بحث استفاده از تکنولوژی بهتر،مردم ایران به رغم وجود بهترین تکنولوژی ها در کاهش مصرف انرژی وهزینه های زندگی، مجبور شده اند تا از الگوها و یا فرهنگ مصرفی با کمترین بازده ممکن استفاده کنند . تصمیمات وقوانین وضع شده از سوی قوه مقننه نیز در این زمینه تأثیر فراوانی دارد،قوانینی مانند :تعرفه های سنگین گمرکی برای کالای خارجی که از بازده انرژی بهتری نسبت به اجناس مشابه ایرانی برخوردارند و…که عملا اکثریت مردم را مجبور به استفاده از کالاهای ایرانی با مصرف بالای انرژی وبازده پایین ،می کند.حمایت وپشتیبانی کور کورانه از صنعت خودروسازی داخلی ،نمونه بارز اینگونه از مدیریت ها وقانونگذاری های غیر کارشناسی می باشد زیرا خودروهای ایرانی از بالاترین مصرف سوخت برخوردار بوده اما از سوی دیگر دارای کمترین بازده وامکانات برای استفاده کنندگان می باشند ومردم نیز به خاطر تعرفه ورودی حدودا 90درصدی خودروهای خارجی از تمکن مالی برای خرید خودروهای مناسب خارجی ،برخوردار نیستند و… .
به نظر می آید مسئولین برای پنهان ساختن ضعف ها وناتوانی خود در بهبود شرایط تولید و سرمایه گذاری در کشور ،به تحمیل کالاها واجناس با کیفیت پایین وتحت نام حمایت از تولید ایرانی و یا حمایت از کارگر ایرانی اقدام خواهند نمود وهرگز برنامه ای برای بهبود تکنولوژی وکیفیت کالاهای ایرانی ندارند .
با توجه به ضعف مدیریتی و عدم اجماع وهمدلی نخبگان کشور در عینیت بخشیدن به جهاد اقتصادی در سال گذشته و جو حاکم بر صحنه سیاست داخلی کشور به نظر می آید،ایران در سال 1391 و به خصوص در نیمه پایانی سال گرفتار در مباحث انتخابات ریاست جمهوری یازدهم و شورای اسلامی شهر و روستای دوره چهارم شده و فرصت و وقت کافی برای مسئولین ونیز نخبگان برای توجه بنیادی به مقوله تولید ملی وتوسعه اقتصادی وبه تبع آنها توسعه پایدار ایران ،نباشد و مسئولان نیز هرگز قادر به درک موقعیت وفضای پیرامونی ایران نیستند واز هشدار های مقام معظم رهبری پیرامون عرصه چالش برانگیز وبحران زای اقتصادی نیز درک کاملی ندارند.
اقتصاد بیمار وناتوان ایران به جای حمایت از تولید ملی به محلی جهت مناقشات ، تسویه حساب های سیاسی و پرورش وظهور مردان هزار چهره ای مانند خانواده امیر خسروی (امیر منصور آیا)،محمود خاوری و… تبدیل شده و تولید ملی در دایره این اقتصاد بیمار جای ندارد.

پاسخی بگذارید