تاریخ: ۱۹:۰۲ :: ۱۳۹۰/۱۱/۰۴
التزام به اسلام و ولایت فقیه  با کدام معیار؟

در صحنه سیاست امروز ایران، گروهی سعی دارند تا با ایجاد وضعیت تک صدایی به پایه ها واصول مترقی حکومت یعنی استقلال،آزادی ،جمهوریت و اسلامیت نظام حمله کرده وبا تضعیف بعضی از این اصول ،چهره انقلاب را در اذهان عمومی مخدوش سازند  در ستون یادداشت روزنامه اطلاعات مورخ 19دیماه ،مقاله ای با عنوان قیام 19دی […]

در صحنه سیاست امروز ایران، گروهی سعی دارند تا با ایجاد وضعیت تک صدایی به پایه ها واصول مترقی حکومت یعنی استقلال،آزادی ،جمهوریت و اسلامیت نظام حمله کرده وبا تضعیف بعضی از این اصول ،چهره انقلاب را در اذهان عمومی مخدوش سازند 

در ستون یادداشت روزنامه اطلاعات مورخ 19دیماه ،مقاله ای با عنوان قیام 19دی (1356) از نگاهی دیگر به قلم سردار حسین علایی به چاپ رسید بود .سردار علایی که معمولا به ارایه مقالات ویادداشت هایی بسیار زیبا، جالب و خواندنی در روزنامه اطلاعات می پردازند ،این بار در یک بررسی کوتاه به اعلام علل سرعت گرفتن انقلاب مردمی 1357 از 19دیماه 1356تا بهمن 57پرداخته و یکی از علل اصلی وتاثیر گذار درفرآیند سقوط رژیم پهلوی را سرکوب واختناق همراه با کشتار مردم دانسته اند ،سردار علایی ضمن اشاره به رفتار غلط مأموران امنیتی شاه ،در برخورد با مردم معترض در پایان مقاله خود به ارایه7سوال می پردازند که احتمالا در ذهن محمدرضا شاه بعد از فرار از ایران شکل بسته است والبته سردار علایی این 7سوال را برای سایرین نیز قابل توجه و تفکر می دانند.

بعد از انتشار روزنامه اطلاعات 19 دیماه90، گروهی از افراطیون که به دنبال دفع حداکثری دوستان ودلسوزان نظام جمهوری اسلامی در کشور می باشند ، اقدام به موضع گیریهایی شدید وزننده برعلیه جناب آقای علایی ونیز موسسه اطلاعات نمودند واز انواع تهمت ها وبرچسپ ها برعلیه نوسینده مقاله که یکی از بارزترین رزمندگان ودلاوران بازمانده انقلاب،جنگ وجهاد می باشند ،استفاده کرده وایشان را یکباره به دشمن انقلاب ،اسلام و ولایت تبدیل ساختند.

در حالی که سردار علایی در این مقاله خود به نقش وتاثیر مقاله معروف رشیدی مطلق در روزنامه 17دیماه 1356 اشاره داشتند هرگز فکر نمی کردند که مقاله 19 دیماه 1390خودشان برای تندروها وافراطیون تبدیل به مستمسکی جهت ایجاد آشوب شود و خود آقای علایی اینبار در لیست بلند بالای بی بصیرت ها جای بگیرند.

کدام بصیرت!

در حالی که رهبر معظم انقلاب در سخنرانی 19دیماه (90) در مورد وضعیت کشور ،سخنان بسیار مهمی به خصوص در مورد اینکه ایران در وضعیت مشابه جنگ بدر وخیبر قرار دارد ایراد فرمودند ،اما گویا بسیاری از کسانی که خود را سینه چاک انقلاب ونظام جمهوری اسلامی و با بصیرت می دانند هرگز به این سخنان رهبر انقلاب توجه ندارند و خود را فارغ از توجه و تفکر در توصیه های رهبری می دانند،این گروه که همیشه با افراطی گری های خود موجب بروز مشکلات برای حکومت می گردند ،اینبار با موضع گیری برعلیه مقاله آقای علایی وسپس حمله به منزل ایشان ضمن دادن شعار برعلیه آقای علایی ،دیوار خانه ایشان را با انواع شعارها مانند بی بصرت ،فتنه گر و… مزین نمودند!

آیا بصیریت این است که برعلیه یکی از بهترین فرماندهان سپاه این مرز وبوم اینچنین شعار داد؟

آیا بصیرت اینست که بدون توجه وتفکر در یادداشت روزنامه اطلاعات، برعلیه دیگران موضع گیری کرد؟

آیا بصیرت اینست که به جای اجماع وهمدلی به طرد دلسوزان نظام پرداخت؟

کسانی که خود را صاحبان انحصاری بصیرت در ایران ومدافعان واقعی انقلاب و ولایت می دانند ،اگر کمی تفکر می کردند متوجه می شدند که در همان سوال اول از 7سوال آخر مقاله به صورت بارز به محمدرضا شاه اشاره شده وهدف این سوالات نمی تواند جمهوری اسلامی ایران باشد،در ضمن اینکه این سولات می تواند در ذهن مسئولان ورهبران هر کشور دیگری نیز شکل بگیرد .اگر معترضین به یادداشت 19 دیماه 90 به سخنان بزرگان دین وحتی امام خمینی(ره) ونیز رهبرمعظم انقلاب توجه داشته ودر فرموده های این بزرگان تفکر وتأمل می کردند ،به خوبی متوجه می شدند که :

1-داشتن سعه صدر در مقابل مردم

2-دادن حق پاسخگویی به دیگران

3-محترم شمردن حق راهپیمایی برای مردم

4-وجود تدبر وهوشمندی در نیروهای انتظامی و…

5- توجه به تعامل ،گفتگو ومذاکره با مخالفین داخلی و…

6-کمک خواستن وتوجه به مردم به جای فرافکنی

7-پذیرفتن حقوق مخالفین ورعایت حقوق معترضین

همگی در فرمایشات بزرگان موج می زند وامام خمینی (ره) نیز مکررا به این موارد اشاره داشته اندکه برخی فرمایشات ایشان به اختصار در زیر می آید:

-بلاخره ما مردم را نیاز داریم ،یعنی جمهوری اسلامی تا آخر مردم را می خواهد- همه شما (مسئولین)به پشتیبانی ملت احتیاج دارید (1)

-در جمهوری اسلامی ،کمونیست ها نیز در بیان عقاید خود آزاد هستند(2)

– در برخی موارد قوانین خوب هستند ولی خوب اجرا نمی شوند ،ما مأمورین اجرای خوبی دراین موارد کم داریم(3)

– ای مادر !برای من مرگ بهتر از این است که این مصیبتها را بشنوم.ای مادرها وخواهرهای من !جوانهای شما جوان های ما بودند(4)

-مبادا به براداران خود تعدی کنید .به واسطه اغراض شخصی که دارید یک کسی را بیجا محاکمه کنید ،یک کسی را بیجا محکوم کنید(5)

-آن روزی که می خواهیدیک کسی را کنار بگذارید،آن روزی که می خواهید به یک کسی فرض کنید که یک انگ غیر اسلامی بزنید،توجه کنید که خدا حاضر است(6)

-فی المثل اشخاصی می خواهند خدمت بکنند، پاسدارها می خواهند خدمت بکنند،پلیس می خواهد خدمت بکند وقصدش هم خدمت است ،لکن گاهی در کیفیت عمل طوری می شود که معصیت می شود(7)

و…

رهبر معظم انقلاب نیز بارها به صراحت مسئولین ،دوستداران وجوانان انقلابی را به صبر ،تأمل وتفکر در مواجهه با حوادث فراخوانده و از آنان خواسته اند در برخورد با مسایل ،سعه صدر داشته باشند.

اکنون کسانی که خود را صاحبان انحصاری بصیرت در ایران می دانند خود دچار نوعی بی بصیرتی افراطی شده اند به نحوی که رفتار وگفتارشان بدون تفکر وتعقل می باشد ودر مسیری حرکت می کنند که هر فردی که براساس میل و رأی آنان سخن نگوید را با برچسپ ها یا انگ هایی مانند فتنه گر ،بی بصیرت ،ضد ولایت فقیه و… از دایره وسیع ولایتمداری خارج دانسته، وی را دشمن مردم ،انقلاب و ولایت معرفی می کنند. در حالی که رهبر معظم انقلاب بارها بر جذب حداکثری ودفع حداقلی تاکید داشته اند ،اکنون باید به اقدامات خودسرانه وافراطی گروهی که خود را حامی ولایت و رهبری می دانند ،شک کرده وبصیرت آنان را مردود دانست ،زیرا بصیرت آنست که بر اساس گفتار ورفتار رهبر معظم انقلاب ،نسبت به دوستان وهمراهان ولایت و انقلاب ،از منظرلطف وبرادری نگاه کرده ودایره دوستداران انقلاب را وسعت بخشیم.

با توجه به مسایل گفته شده باید برای مشخص کردن یا تقسیم افراد به 2گروه بی بصیرت وبابصیرت ،ابتدا معیارهای بصیرت را مشخص کرده وسپس اینچنین به دیگران حمله نموده وآنان را متهم به انواع برچسپ ها کنیم.

اما در صحنه سیاست امروز ایران، گروهی سعی دارند تا با ایجاد وضعیت تک صدایی به پایه ها واصول مترقی حکومت یعنی استقلال،آزادی ،جمهوریت و اسلامیت نظام حمله کرده وبا تضعیف بعضی از این اصول ،چهره انقلاب را در اذهان عمومی مخدوش سازند .متاسفانه این افراد که خود را صاحبان و مالکان انحصاری انقلاب می دانند با بهره برداری نادرست از واژه های مانند بصیرت ونیز التزام عملی به اسلام و ولایت مطلقه فقیه، بسیاری از رنج کشیده ها وهمران صدیق انقلاب ورهبری را مورد حمله قرار می دهند .معنای التزام عملی به اسلام و ولایت فقیه در نزد این افراد ،همخوانی ومطابقت فکری وعملی همه مردم با فکر وعمل یک گروه اقلیت می باشد . اقلیتی که تفکر وتفسیر خود را مصداق قانون اساسی می دانند و شاید اگر روزی قرار باشد صلاحیت مراجع عظام و حتی رهبر معظم انقلاب را بررسی کنند این احتمال وجود دارد مراجع بزرگ شیعه و حتی رهبر معظم انقلاب را که همه زندگی وعمر را صرف دفاع از اصل مترقی ولایت فقیه نموده اند نیز با برچسپ عدم التزام عملی به اسلام و ولایت مطلقه فقیه مواجه شوند!!!

بنابراین باید تا دیر نشده فکری برای جلوگیری از افراطی گری های موجود در جامعه کرد و سرمایه های انسانی گرانمایه خود را از گزند تهمت ها و حملات افراطی ،حفاظت نماییم وبه فکر اجماع سازی میان نخبگان وبزرگان جریان های سیاسی واجتماعی کشور باشیم تابتوانیم در سایه اتحاد وهمدلی به ساختن ایرانی قدرتمند کمک کنیم.

(1)،(2)،(3)،(4)،(5)،(6)و(7) از کتاب حکومت اسلامی و ولایت فقیه در اندیشه امام خمینی (س

پاسخی بگذارید