تاریخ: ۱۸:۵۳ :: ۱۳۹۱/۰۳/۱۰
آیت الله هاشمی رفسنجانی: قرار نيست تا قيامت با آمريكا قهر باشيم،در مذاكره هم آنها دست بالا دارند،حتي چين و شوروي هم گفتند كه ايران بايد غنی سازی اش را تعطيل كند!

  روزنامه جمهوری اسلامی در صفحات 13 و14 خود در تاریخ 9خرداد1391 ،مصاحبه ای با آیت الله هاشمی رفسنجانی را منتشر کرد،این مصاحبه حاوی نکات بسیار جالبی در مورد سیاست خارجی ایران وبه خصوص بحث مذاکرات ایران و 1+5 ،مذاکرات هسته ای و…می باشد.جناب آقای هاشمی رفسنجانی در این مصاحبه به صراحت از دشواری ها […]

 

روزنامه جمهوری اسلامی در صفحات 13 و14 خود در تاریخ 9خرداد1391 ،مصاحبه ای با آیت الله هاشمی رفسنجانی را منتشر کرد،این مصاحبه حاوی نکات بسیار جالبی در مورد سیاست خارجی ایران وبه خصوص بحث مذاکرات ایران و 1+5 ،مذاکرات هسته ای و…می باشد.جناب آقای هاشمی رفسنجانی در این مصاحبه به صراحت از دشواری ها وفشارهای جدید غرب و1+5 برعلیه کشورمان سخن گفته اند.

بخش مربوط به مذاکرات هسته ای واقتصاد ایران به نقل از روزنامه جمهوری اسلامی، در زیر می آید. 

روزنامه جمهوری اسلامی:در آستانه بيست و سومين سالگرد رحلت بنيانگذار نظام جمهوری اسلامی حضرت امام خمينی رضوان‌الله تعالی عليه و در شرايطی كه بسياری از كشورهای منطقه و جهان عرب با الهام گرفتن از آرمان‌های انقلابی اين بزرگمرد تاريخ معاصر در حال دگرگونی است، به سراغ آيت‌الله هاشمی رفسنجانی رفتيم تا درباره شخصيت امام خميني و تأثيرگذاري ايشان بر تحولات منطقه با ايشان به گفتگوبنشينيم.
**در ماه های اخير موضوع مذاكره ايران و آمريكا درصدر اخبار رسانه‌ها قرار داشته‌است شما چه شرايطی را می‌بينيد كه اين مذاكرات بتواند آغاز شود؟ 
بالاخره ما بايد يک حسن نيتی از آمريكایی ها ببينيم. اگر آنها بخواهند در عين خصومت از مذاكره هم استفاده كنند جواب نمي‌دهد، معكوس جواب مي‌دهد، واقعا اگر يك روز آمريكا حسن نيت نشان دهد وضع فرق مي‌كند. به فرموده امام اگر آمريكا آدم بشود، آن وقت مي‌توانيم مشكلات را حل كنيم، قرار نيست تا قيامت با آمريكا قهر باشيم. الان آمريكایی ها از موضع تحريم و فشار می‌خواهند كار بكنند. در مذاكره هم آنها دست بالا دارند، تحريم‌ها را كرده‌‌اند. فشارها را بر ما آورده‌اند. تحريم‌های سازمان ملل را اعمال كرده‌اند. حالا وقتی مي‌نشينيم برای مذاكره می‌گويند شما اين كار را بكنيد تا ما تحريم‌ها را كم كنيم. اين كه مذاكره نيست.
مذاكره اين است كه به طور متساوی با دو امكان با هم بنشينند مصالح عمومی را در نظر بگيرند، مصالح جامعه را در نظر بگيرند و با هم كار و همكاری كنند.
**آيا چشم اندازی ديده می‌شود در اين فرصت باقيمانده از زمان رياست جمهوری آمريكا تلاش هايی از آن طرف بخواهد انجام شود تا از اين موضوع به عنوان برگ برنده‌ای در انتخابات بخواهند استفاده كنند؟
آنها می‌خواهند استفاده كنند، يعني اگر يک دستاورد محسوسی داشته باشند و به جامعه‌شان بگويند ما ايران را تسليم كرديم، دستاورد بزرگی است، چون ايران در تمام اين دوران هيچ وقت تسليم نشده و با اين تحريم‌ها نيز تسليم نخواهد شد. ولي شايد آنها چيزهای ديگري در فكرشان هست كه برای انتخابات استفاده كنند. مثل كاری كه بوش كرد در عراق. آمريكا در افغانستان پيش مردمش شرمسار است، هر روز دارد در افغانستان كشته می‌دهد، هيچ پيشرفتی هم در امنيت افغانستان نكرده. خرج هم خيلی كرده، ولی نتيجه نگرفته. از مواد مخدر بگيريد بيائید جلو، چند برابر شد. در عراق هم كه ديديم چه شد، مجبور شدند بروند بيرون. البته عراق مربوط به بوش بود،با اين شرايطی كه الان دارند، شايد هم بخواهند استفاده انتخاباتی بكنند. ما اطلاعات عميقي نداريم، معلوم شد اينها كه اينجا آمدند متحد بودند، حتي چين و شوروی هم گفتند كه ايران بايد غنی سازی اش را تعطيل كند. در گذشته اينها هيچ وقت اينطور نمي‌توانستند فشار به ايران وارد كنند، الان كار يک قدری دشوار شده است.
**جناب آقای هاشمی،همان‌طور كه می‌دانيد اين روزها بحث مذاكرات هسته‌اي بوده و مذاكرات بغداد هم طی دو روز انجام شد و موارد كه مطرح شده ظاهرا دو طرف ادامه مذاكرات را به مسكو منتقل كرده‌اند، ارزيابی شما از اين مذاكرات چيست؟ ارزيابی شما از موقعيت امروز جمهوری اسلامی در مسائل هسته‌ای در مقايسه با قبل يعنی قبل از انتخابات رياست جمهوری نهم چيست؟
در مورد اين مذاكرات بعد از اسلامبول با اظهاراتی كه ايرانی ها و غربی‌ها كردند ،يك خوش بيني كاذب درست شد. هم ما مي‌خواستيم در داخل كشورمان اميدی پيدا بشود و هم غربی‌ها نياز دارند به خاطر مشكلات فراوان اقتصادی كه دارند نياز به آن صحبت ها داشتند. لذا هر دو تلاش كردند كه بگويند فضا ،فضای مثبتی است و اميد ايجاد كنند. اما در بغداد معلوم شد اينطوری نيست، هنوز اطلاعات زيادی نداريم و ارزيابی كار آسانی نيست. آنچه فعلا معلوم است آنها با حربه تحريم پيش می آيند و می‌گويند ما با تحريم توانسته‌ايم ايران را به نرمش در مذاكرات بكشانيم. البته ايران هم نشان داده كه از اين تحريم‌ها و تهديدها از ميدان به در نمی‌رود، بنابراين بايد كمی صبر كنيم تا اطلاعات واقعی به دستمان برسد.
در مورد پيشرفت هسته‌ای در اين زمان بايد بگويم كه بالاخره اين پيشرفت هسته‌ای در ايران يک مقدارش از قبل از انقلاب شروع شده است. نيروگاه‌های زيادی طراحی شد. بوشهر شروع شد، امير‌اباد را داشتيم، اول خيلي مدرن بود بعدها امكانات ندادند، مجبور شديم از آرژانتين امكانات بگيريم ،ساده شد. از همان دهه اول حتی در زمان جنگ حركت ما به طرف همه جهات هسته‌ای جز جنبه نظامی بود. دنبال مصالح مختلفی كه دارد بوديم.
منافع زياد دارد در كشاورزی، در بهداشت و درمان، صنعت هسته‌ای، صنعت بسيار مهمی است. در دهه اول چون جنگ بود، كار كند پيش رفت، در دهه دوم در دولت من كار سرعت گرفت. تقريبا اينهايی كه الان داريم تمامش آن موقع شروع شد، يا در دهه اول يا در دهه دوم. بوشهر را بعد از اينكه تعطيل شده بود شروع كرديم در زمان من قرار آن را با روسيه گذاشتيم و بعد قرار داد رسمي بسته شد. دو تا نيروگاه با چين قرار دادش را بستيم و 25 ميليون دلار هم داديم كه آنها بيايند كارشان را شروع كنند. يوسی‌اف اصفهان در زمان شاه به عنوان پشتيبانی مطرح بوده، ولی يوسی‌اف جديد را ما قراردادش را با چيني‌ها بستيم، آنها هم نقشه‌اش را دادند و هم كارهاي ابتدايي‌اش را انجام دادند. چيني‌ها با فشار آمريكائيها تمام قراردادها را لغو كردند، هم يوسي‌اف را و هم تا نيروگاه را. آب سنگين هم در دولت من مطالعاتش تمام شد. مشاوري در روسيه گرفتيم، مشاور روسي تاييد كرد و كارمان را آغاز كرديم آن هم ادامه دارد. غني سازي را از امير‌آباد شروع كرديم، تزريق گاز اورانيوم نكرده‌بوديم، اما چيز ديگري تزريق كرده‌ بوديم، من رفتم ديدم قطعه سازي‌اش را هم در اميرآباد شروع كرده بوديم. بعد از دولت من تصميم گرفتند در اطراف كرج كار كنند، بعد رفتند نطنز. ليزر را پيش از ما، رژيم شاه چيزهايي گرفته بود. ناقص مانده بود. در دولت ما روسها چيزهايي دادند ولي آمريكایی ها فشار آوردند و روسها قرار و مدارشان را با ما لغو كردند. ولي ما كارش را ادامه داديم، همه اينها كه الان هست، بوده و بتدريج جلو آمده. در دولت من تبليغاتي نشده بود، مشكلی هم با آژانس نداشتيم. گاهی ايراد مي‌گرفتند می‌آمدند می‌ديدند و می‌رفتند. در دولت آقای خاتمی تبليغاتی شد، تبليغاتی كه شد حساس شدند و كم‌كم گفتند ما هسته‌ای شديم و بعد هم در دولت بعدی هم اينطوری كه داريد مي‌بينيد. سيستم همين است، هر جا هم كه هسته‌ای دارند 30، 40 سال طول كشيده و ما هم با طی اين مسير به هسته‌ای می‌رسيم، حركت رو به كمال تدريجی و آهسته‌ای هميشه داشته‌ايم، اگر مزاحم ما نشوند می‌توانيم يك كشور هسته‌ای باشيم. ما براي دسترسی به انرژی هسته‌ای صلح آميز كاملا آماده‌ايم و غير از انرژی هسته‌ای صلح آميز چيز ديگری نمی‌خواهيم.
**فقط يک سال از عمر دولت فعلی باقی مانده است، ارزيابی شما از اين دولت چيست و فكر می‌كنيد چه دولتی می‌تواند ايران را به درستی اداره كند؟
ما يک دولتی را می‌پسنديم كه خيلي عالمانه، مدبرانه، با اعتدال عمل كند و از نيروهای بخشهای مختلف جامعه از نيروهای كارآ و غيرباندی و جامع كشور استفاده بشود. من الآن روی شخص خاصي نظر ندارم.

**نكته‌ای را می‌خواهم عرض كنم و آن سؤالی است كه هم سن و سالهای من خيلی دارند. همان جوری كه فرموديد نسل ما يك مقدار سعی می‌كند واقع گرايانه‌تر به مسائل نگاه كند، بالاخره تربيت ما با تربيت نسل‌های گذشته متفاوت بوده. بحث سطح تحصيلات عمومی، دسترسی به رسانه‌ها و… اين سؤال همواره برای ما در جوامع مختلف مطرح است كه اگر قرار نيست كه ما از انرژی هسته‌ای استفاده غيرصلح آميز بكنيم كه ظاهراً هم نيست و اگر قرار است صرفاً از آن استفاده‌هايی بكنيم در راستای پيشرفت كشور، مي‌بينيم كه به خاطر برخورداری از اين انرژی هزينه‌های بسيار گزافی را داريم پرداخت می‌كنيم حداقل در حوزه اقتصادی. بحث تحريم‌ها خلاف چيزی كه گفته می‌شود كاغذ پاره است، دارد ضربه‌های خيلی زيادی به اقتصاد كشور می‌زند. آيا واقعاً برای بدست آوردن چيزی به نام انرژی هسته‌ای، صلاح است كه اينقدر كشور هزينه پرداخت كند آن هم در شرايط حساس كنونی؟ وقتی اين سؤال را مطرح می‌كنيم بلافاصله به ما می‌گويند كه اين بهانه است. اگر ما تمام فعاليت های هسته‌ای مان را هم تعليق كنيم بعد می‌روند سراغ يك موضوع ديگر مثل حقوق بشر. آن را هم بخواهيم به دل آنها راه بيائيم موضوع ديگری مطرح می‌شود و سر آخر اينگونه نتيجه می‌گيرند كه اصلاً كشورهای غربی و در رأس آنها آمريكا با ما مشكل بنيادی دارند و می‌خواهند ما نباشيم، اين نظام نباشد. حالا كه شما اينقدر نگاهتان متفاوت است، نسبت به كشورهای عربی به پيشروی نسل جوان اعتقاد داريد، واقعاً فكر می‌كنيد ما نمی‌توانيم روابطمان را با غرب و آمريكا به نحوي تدوين كنيم كه بازی برد – برد داشته باشيم، ما باشيم بر مواضع خودمان و آنها هم با ايرانی مواجه باشند كه حس نكنند بايد اين نظام را بردارند و بپذيرند ايران را در معادلات بين‌المللی و ما هم از اصولمان به معنای واقعی دست بكشيم.
اين يك سؤال
سؤال اقتصادی من هم اين است كه با وجود اينكه حضرتعالی فرموديد بحث علميت و فقاهت امام و حوزه سياسی و اجتماعی و بقيه مسائل را فرموديد، ولی به نظر می‌رسد كه ايشان فرصتی پيدا نكردند كه در حوزه‌های اقتصادی بخواهند رهنمودهايی بدهند. و ما طی سه دهه گذشته همواره با اعوجاجات شديدی مواجه بوديم. سياست های نزديكی با سياست های بسته اقتصادی داشته ايم. آيا برای اينكه پايانی بر اين زيگزاگ رفتن‌های اقتصادی باشد، بايد كاری را به صورت منسجم‌تر انجام دهيد يا اينكه كاری نمي‌توان انجام داد؟

در مورد مسائل هسته‌ای اگر ما روابط معمولی با دنيا می‌داشتيم و بی‌خودی هم آنها و هم ما هی بهانه گيری نمی‌كرديم، برای سياست استفاده صلح آميز از هسته‌ای به نظر من مشكلی به وجود نمی‌آمد.
قبل از جنگ ما شروع كرده بوديم و كسی حرفي نداشت، با روس ها و چينی‌ها بسته بوديم و كسی حرفی نداشت. در زمان خود من ،آب سنگين را با روس ها بسته بوديم كسی حرفی نداشت، ليزر را با روس ها بسته بوديم كسی حرفی نداشت، پيشرفت هم كرده بوديم. می‌شود در يک فضای متعادل بين‌المللی آن را كه هدف ماست به دست بياوريم، ما در آن فضا شروع كرديم، در آن فضا پيش رفتيم و سرمايه‌گذاری كرديم و تا اينجا رسيديم. بالاخره آنها يك بهانه‌ای دارند و آن اينكه ايران نبايد به جايي برسد كه قدرت ساخت بمب اتمی را داشته باشد، ولو اينكه نخواهد استفاده كند.قدرت اتمي ايران برای آنها خطر است، بهانه است، ما نمی‌خواهيم بمب اتمی بسازيم، هميشه هم داريم می‌گوئيم. من فكر می‌كنم اصل كار و پيشرفتش تا يک مراحلی هيچ مشكلی ندارد هر كشوری هم، ژاپن هم، خود كره جنوبی هم در اين زمينه‌ها مشكل داشتند. منتهی اينقدر مثل ما هياهو نمی‌كنند. تركيه هم در زمينه‌های اتمی به پيشرفت های چشمگيری رسيده اما هياهو نمی‌كنند. ما هم می‌توانيم نظم داشته باشيم و پيش برويم، البته اينجا يک مسئله مهمی براي نظام مطرح است و رهبری روی آن تكيه دارد و آن اين است كه آنها می‌خواهند سلطه شان را در ايران تحكيم كنند و ما را تسليم كنند. می‌خواهند ابهت انقلاب و نظام اسلامی را بشكنند. ما بايد بهانه را از دست آنها بگيريم. به هر حال رسيدن به انرژی صلح آميز هسته‌ای نياز روز است و نمی‌شود ايران به اين عظمت از دستيابی به انرژی صلح آميز هسته‌ای محروم باشد. دست ايران در انرژی هسته‌ای نبايد خالی باشد، خيلی كشورهای كوچكتر از ما هستند كه از ما در انرژی هسته‌ای جلوتر هستند، ما حق بيشتری داريم، قرار بوده در ايران 23 نيروگاه هسته‌ای ساخته شود.
مسئله اقتصادی كه مطرح كرديد، من خودم نظرم در اقتصاد اسلامی وقتی كه بحث می‌كردم هم قبل از انقلاب و هم بعد از انقلاب و هم در خطبه‌های نماز جمعه، نظر خودم اقتصاد مختلط بوده. من به اقتصاد اعتدالی رسيده بودم با منابعی كه رويش كار كرده بودم و تاريخ اقتصاد را مطالعه كرده بودم، يعني اينطور نيست كه همه چيز در اختيار دولت باشد مثل كمونيست ها و اينطور هم نبايد باشد كه همه چيز دست مردم باشد و دولت فقط تماشاچی باشد، من به اينجا رسيده بودم. آن موقع به ما می‌گفتند اتريش 60 درصد اقتصادش مردمی است و 40 درصد دولتی است، اتريش يك نمونه است معلوم نيست ايران می‌توانست اينطور باشد. روي همين زمينه هم در دولت خودم كار می‌كردم، اما اينكه مي‌گوئيد امام نظر نداشتند، چرا امام نظر داشتند. تا جنگ بود مباحث اقتصادی معنا نداشت، اقتصاد جنگی بود، بودجه تصويب می‌شد با كسر بودجه. سال 67 ما 51 درصد كسر بودجه داشتيم، با اين شرايط داشتيم زندگی می‌كرديم به محض اينكه جنگ تمام شد، امام دستور سازندگی را دادند و ما را مأمور كردند و ما نشستيم سياست هايش را نوشتيم و امام هم تائيد كردند. پايه برنامه اول توسعه را امام خمينی(ره) گذاشتند، قبل از اينكه برنامه تصويب بشود ما با همان اختياراتی كه امام داده بودند شروع كرده بوديم. امام در اقتصاد اسلامی نظر بازی داشتند، اسلام هم اين نظر را دارد. اسلام اقتصاد دارد، علی‌رغم اينكه اينها می‌گويند اسلام اقتصاد ندارد، چرا، اسلام اقتصاد دارد، منتهی به صورت يک علم نه. اسلام مواردی را مشخص كرده و ما بايد از اينها استخراج بكنيم. مسئله توسعه را می‌توانيم از قرآن استخراج كنيم، توزيع عادلانه را می‌توانيم از قرآن استخراج كنيم، سياست تعديلی كه ما اجرا می‌كرديم مقدمه حذف يارانه‌ها بود، اما زمان نياز داشت، ما به حركت تدريجی اعتقاد داشتيم و داريم. مثلاً ما يک كار بزرگی را طراحی كرديم و داديم به مجلس، تأمين اجتماعی كامل برای همه مردم از بدو تولد تا مرگ، اين سياست هدفمندی را هم كه قبلاً مجلس تصويب كرده و در سياستهای كلی برنامه توسعه نظام هم هست و رهبری هم تصويب كرده‌اند و اصل 44 قانون اساسی هم بر اين مبنا است، شيوه اجرايی كه الآن دردست دولت است اشكال پيدا كرده، اگر همان جوری كه سياست رهبری بود و سياستهای كلی بود و مجلس هم در برنامه چهارم تصويب كرده بود، اجرا می‌شد به نظرم اين اتفاقات نمی‌افتاد و برنامه اجرا می‌شد. شما در هر كشوری هم كه خيلی اقتصاد آزاد دارد هم تحقيق كنيد باز مواردی هست كه دولت در اقتصاد دخالت می‌كند، كمونيست ها هم در اقتصاد خودشان شكست خوردند. چين اگر اخيراً رشد كرده، به خاطر اين است كه از اقتصاد كمونيستی فاصله گرفته است. در مجموع من فكر مي‌كنم راه حل، اقتصاد مختلط است.

پاسخی بگذارید