تاریخ: ۱:۲۵ :: ۱۳۹۱/۰۵/۲۰
آیا باید با اسرائیل مذاکره کنیم؟

تقابل ایران واسرائیل برای کشور هایی مانند: عربستان، اردن، قطر، امارات متحده عربی و مصر در حوزه کشورهای عربی و برای ترکیه، آذربایجان، هند وحتی روسیه در حوزه کشورهای غیر عربی اطراف ایران، مفید و سودآور بوده است.   اسلام ذوالقدرپور: ۳۳ سال از انقلاب اسلامی ایران می گذرد و تمام این سال ها، حکومت، […]

تقابل ایران واسرائیل برای کشور هایی مانند: عربستان، اردن، قطر، امارات متحده عربی و مصر در حوزه کشورهای عربی و برای ترکیه، آذربایجان، هند وحتی روسیه در حوزه کشورهای غیر عربی اطراف ایران، مفید و سودآور بوده است.



  اسلام ذوالقدرپور: ۳۳ سال از انقلاب اسلامی ایران می گذرد و تمام این سال ها، حکومت، دولت های مختلف و نیز مردم ایران، خود را در برابر یک دشمن همیشگی و خطرناک به نام رژیم اشغالگر قدس دیده و این نفرت از دشمن را در ذهن خود داشته ایم. اسرائیل طی این ۳۳ سال هرگز به عنوان یک دولت از سوی ایران مورد شناسایی قرار نگرفته و علاوه بر قطع روابط سیاسی، اقتصادی، نظامی و… آشکار میان ۲ کشور، نوعی تقابل و درگیری پردامنه و پرنوسان نیز میان ایران و اسرائیل حاکم بوده است.
در رابطه با قطع رابطه با اسرائیل، اندیشه ها و نظریات گوناگون اسلامی و انسانی مطرح شده است اما با توجه به گذشت بیش از ۳ دهه از قطع روابط میان ۲ کشور، به نظر می آید که باید نوعی بازاندیشی و بازبینی بنیادین در روابط خارجی ایران صورت گرفته و سیاست خارجی ایران بر منبای تامین منافع ملی ایران و مردم آن برنامه ریزی گردد. در زمینه روابط میان ایران واسرائیل ،چندین سوأل مهم و همیشگی وجودارد، سوألاتی مانند:

۱- چرا اسرائیل را به رسمیت نمی شناسیم و مورد شناسایی قرار  نمی دهیم؟
۲- چرا با اسرائیل قطع رابطه کرده ایم؟
۳-چرا با اسرا ئیل مذاکره نداریم و رابطه سیاسی و… برقرار نمی کنیم؟
۴- دیگران از قطع رابطه ما با اسرائیل چه برداشتی دارند؟
و…
طی همه سال های بعد از انقلاب ۵۷، ایران و اسرائیل همیشه به عنوان ۲ دشمن معرفی شده و در برابر یکدیگر موضع گرفته اند و البته به نظر می آید بعضی کشورها به خصوص در حوزه کشورهای عربی از این تقابل و دشمنی ایران و اسرائیل، خوشحال بوده و منافع بسیاری را کسب کرده اند. تقابل ایران و اسرائیل برای کشور هایی مانند: عربستان، اردن، قطر، امارات متحده عربی و مصر در حوزه کشورهای عربی و برای ترکیه، آذربایجان، هند و حتی روسیه در حوزه کشورهای غیر عربی اطراف ایران، مفید و سودآور بوده است. شاید بتوان به طور خلاصه بعضی از تضادهای روابط اسرائیل و کشورهای منطقه را در زیر مشاهده کرد:

الف-اسرائیل و اعراب:
کشورهای عربی و به خصوص مردم این کشور ها از زمان اشغال فلسطین در سال ۱۹۴۸ به تقابل و دشمنی با اسرائیل پرداخته و جنگ های مهمی نیز میان اعراب و اسرائیل بر سر مسئله فلسطین و دیگر مناطق اشغالی عربی رخ داد که در نهایت پیروزی نهایی با اسرائیل بوده است و اسرائیل توانسته جایگاه خود را به عنوان قدرت برتر در منطقه تثبیت نماید.
بعد از تمامی شکست ها و ناکامی های اعراب در مقابله با اسرائیل که منجر به تصرف بخش هایی از مصر، سوریه، لبنان و اردن توسط اسرائیل شد، سرانجام در سال ۱۹۷۸ وبا میانجیگری جیمی کارتر رئیس جمهور دمکرات و حامی حقوق بشر امریکا، اولین پیمان صلح میان اسرائیل به رهبری مناخیم بگین و یک کشور عربی یعنی مصر به رهبری انور سادات در کمپ دیوید منعقد شده وعملاً رابطه دوستانه میان اعراب و اسرائیل آغاز گردید. این پیمان صلح هر چند در ابتدا با اعتراض دیگر کشور های مدعی حمایت از فلسطین مواجه شد اما به مرور زمان و با تغییرات سیاسی و ژئوپلتیکی منطقه به خصوص انقلاب ایران، تبدیل به نقشه راه برای دیگر کشور های عربی شد تا با فشار یا حمایت امریکا به برقراری رابطه هر چند پنهانی با اسرائیل بپردازند.
رهبران کشورهای عربی به رغم مخالفت مردم این کشور ها با هر گونه مصالحه و رابطه با اسرائیل، طی سال های بعد از قرارداد کمپ دیوید به برقراری رابطه پنهان و حتی آشکار با اسرائیل پرداخته و علاوه بر روابط گسترده اقتصادی، روابط نظامی و امنیتی نیز با اسرائیل داشته اند که هدف اصلی این روابط را می توان مقابله با ایران و موج فزاینده تاثیرپذیری مردم منطقه از انقلاب ایران دانست. کشورهای عربی و در صدر آنها مصر، عربستان و قطر با برقراری روابط ویژه با اسرائیل در فکر تضعیف و یا نابودی قدرت برتر منطقه ای یعنی ایران مقتدر، بوده و هستند!!!

ب- جهان اسلام واسرائیل:
بر اساس تصریح روشن اسلام و پیامبرعظیم الشأن اسلام به حمایت از مظلوم که پیامبر می فرمایند: ((من سمع مسلما ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم))یعنی:((هر کس بشنود صدای مسلمانی را که فریاد می ‏کند یا مسلمانان به‏ فریاد من برسید، و او را کمک نکند، دیگر مسلمان نیست)) و صدها آیه و روایت دیگر که بر کمک به مظلومان تأکید دارد، جهان اسلام به حمایت از فلسطین در برابر اسرائیل پرداخت که در این زمینه مردم ایران و حکومت اسلامی آن از پیش قراولان حمایت از مردم مظلوم فلسطین و دیگر محرومان منطقه بوده اند.
علیرغم همه حمایت ها و پشتیبانی های مادی و معنوی ایران از فلسطین و دیگر کشورهای عربی- اسلامی منطقه در برابر اسرائیل، کشورهای عربی و به خصوص پادشاهان استبدادی و غیر مردمی این کشورها به مخالفت با ایران پرداخته و بعضاً مسئله فلسطین را یک مسئله عربی دانسته و از دخالت ایران در این زمینه انتقاد کرده و به مخالفت با ایران می پردازند.

ج- ترکیه و اسرائیل:
کشور ترکیه به رغم داشتن حکومت لائیک که از میراث مصطفی کمال (آتاتورک) می باشد، از اکثریت مسلمانی تشکیل شده که هنوز به دوران خلافت اسلامی عثمانی علاقه داشته و در فکر احیای مجدد عثمانیسم هستند، دولت های ترکیه به شدت بر رابطه دوستانه با اسرائیل تأکید داشته اند و این رابطه دوستانه حتی در دولت اسلامگرای حزب عدالت و توسعه به رهبری رجب طیب اردوغان نیز ادامه دارد، هر چند اردوغان در بعضی ژست های به قول خودش اسلامی به مخالفت و بحث لفظی با مسئولین اسرائیل پرداخته است. اما آنچه برای ترکیه و حتی اردوغان سابقاً اسلامگرا مهم است حفظ حکومت و منافع ترکیه است که در پرتو رابطه دوستانه با اسرائیل و حمایت های اتحادیه اروپا و امریکا تأمین می شود.

برای دولتمردان ترکیه اسلام و مسئله فلسطین در اولویت اول قرار نداشته و در واقع اسلام و اسلامگرایی این دولتمردان ترک برای خدمت به ترکیه و آرمان ملت ترک خلاصه می شود و رابطه با ایران و به قول معروف برادران ایرانی نیز در راستای کسب قدرت بیشتر بوده است.

با توجه به موارد فوق الذکر می توان به صراحت گفت که تنها کشوری که از وجود اسرائیل در منطقه متضرر شده است ایران می باشد.

ایران به عنوان ام القرای واقعی جهان اسلام و آنچه دوستان و نیروهای ایران در منطقه نامیده می شوند مانند: سوریه،  عراق نوین با رهبری شیعیان، حزب الله لبنان، حماس و … به خاطر عدم تغییر مواضع ضد اسرائیلی خود، دچار مشکلات فراوانی شده و حتی در مقابل دوستان اسرائیل در منطقه مانند ترکیه، اردن، عربستان، قطر و … در حال عقب نشینی هستند!

چرا با اسرائیل مذاکره مستقیم نمی کنیم؟
آیا در صورت مذاکره با اسرائیل منافع ایران و مصالح مسلمین به خطر می افتد؟

در تمامی حوادثی که در منطقه و به خصوص ایران و اسرائیل رخ می دهند، مسئولین این ۲ کشور(ایران و اسرائیل) به متهم کردن طرف دیگر به عنوان عامل حادثه می پردازند. در واقع می توان ایران و اسرائیل را مظنونین همیشگی حوادث، توطئه ها و نابسامانی های منطقه دانست که در این مسیر تنها به منافع خود ضرر وارد کرده و برخی کشورهای دیگر که نقش فرصت طلب دارند (ترکیه، عربستان، مصر، اردن، قطر) از این تقابل و نزاع بیشترین سود و منفعت را می برند.

ایران و اسرائیل در هر حادثه تروریستی بدون هر گونه تحقیق و با چشمان بسته نیز می تواند عامل یا عوامل این حوادث را که طرف مقابل (ایران یا اسرائیل) می باشد را شناسایی کنند. این رویه در حالی تبدیل به اصل رابطه میان ۲ کشور شده است که بر اثر این سنت ۳۳ ساله، ایران و دوستان آن بیشترین زیان را از آن برده اند.

اگر ایران بتواند یا بخواهد بر اساس یک گفتگوی آشکار به مذاکره با اسرائیل بپردازد، می تواند علاوه بر حفظ منافع ایران و حمایت از دوستان منطقه ای خود( سوریه، عراق، حزب الله و حماس) همچنان به عنوان قدرت برتر منطقه ای در معادلات جهانی نیز سهیم گردد وجایگاه خود را به دشمنان ظاهراً دوست مانند ترکیه وعربستان واگذار نکند.

اعراب در مذاکره با اسرائیل، تنها به فکر منافع سلاطین و پادشان عرب بوده و با دید مذهبی (سنی و شیعی) به مسایل نگاه می کنند. دوستی ایران و اعراب را می توان به دوستی خاله خرسه تشبیه کرد که اعراب در نقش خاله خرسه قرار گرفته و در ظاهر دوستانه و اسلامی خود می خواهند ایران را محدود و بلکه نابود سازند!

گفتگوی ۲ جانبه ایران و اسرائیل در کوتاه مدت می تواند از حجم دشمنی های ۲ طرف کاسته و در کاهش هزینه های مادی و معنوی ۲ کشور نیز موثر باشد هزینه هایی مانند ترور نخبگان ایرانی، جنگ سایبری ۲ طرف علیه هم، تحریم های گسترده علیه ایران و … که موجب تضعیف هر ۲ کشور به سود دیگر بازیگران مرموز منطقه ای شده است.
به نظر می آید داشتن مذاکره با دولت اسرائیل برای ایران و دوستان منطقه ای آن بسیار بهتر و ضروری تر از داشتن رابطه با دولت آل سعود، طالبان، ترکیه و حتی قطر می باشد، زیرا حکومتی مانند عربستان و قطر که تحت سلطه افکار وهابی و سلفی قرار دارند برای منافع ایران، بسیار زیانبار از اسرائیل می باشند و آل سعود و و هابیون خونریز و جلاد مسلط بر آن صد بار بدتر از امثال شیمون پرز، بنیامین نتانیاهو، شائول موفاز و … می باشند.
اما هلوکاست دروغی است که به ما ایرانیان مربوط نیست و باید نبردی باشد میان مسیحیان و یهودیان که بر اثر بی تدبیری بعضی مسئولین ایرانی، هلوکاست تبدیل به نبرد ایران با اسرائیل و غرب شده است!!!
بنابراین باید برای حفظ، تثبیت و نمایش قدرت ایران در منطقه و حتی سیاست بین الملل به جای تکیه بر آرمان های دست نیافتنی صرفاً اسلامی که معمولاً نتایج معکوسی مانند دولت محمد مرسی در مصر، دولت اردوغان در ترکیه و… را به دنبال دارد حداقل به فکر مذاکره با اسرائیل و تعیین مواضع و محدوده منافع خود در منطقه و جهان باشیم و بیش از این خود را محصور و در انزوا قرار ندهیم. با این مذاکره می توانیم بهتر از گذشته از منافع ایران، مصالح اسلامی و مسئله فلسطین و دوستان خود در منطقه حمایت و پشتیبانی کنیم.
البته نباید دراین زمینه رهنمودهای رهبر معظم انقلاب را فراموش کرده و دچار رفتارهای افراطی گردید. افراط در عدم برقراری مذاکره و نفی هر گونه مذاکره و گفتگو که از سوی بعضی گروه ها و افراد دنبال می شود نیز قادر به حل مشکلات ایران نیست، هر گونه مذاکره باید با همکاری، همیاری، همفکری و همدلی همه گروه های ایران و نخبگان با پشتیبانی مردم و در چارچوب اصول سیاست خارجی مورد تایید رهبر معظم انقلاب، برنامه ریزی و اجرا گردد تا بتواند به نتیجه مطلوب برسد.

پاسخی بگذارید

نظرات کاربران (0)

  1. ناصر

    اگر اسرائیل واقعا دشمن ایران باشد باز دشمنی آن با ایران بیشتر از اعراب نیست،نباید فراموش کنیم که در طول تاریخ هیچ قومی به اندازه اعراب ایرانی نکشته است.این همه سرزمینهای ایران که به اشغال اعراب درآمد اگر مصداق اشغالگری نیست پس چیست؟ واقعیت این است که هنوز هم اگر اعراب مشکلی به نام اسرائیل نداشته باشند همان اعراب هزار سال قبل هستند که طمع به سرزمین ایران داشتند.اعلان جنگ کنونی ایران با اسرائیل هم ابتدا از طرف ایران بوده ،این درحالی است که قبل از آن هرگز تعرضی از طرف اسرائیل صورت نگرفته بود.